1. Salty – شور
تعریف: طعمی که شبیه نمک است و معمولاً به دلیل وجود سدیم در غذا به وجود میآید.
مثال:
Chips and pretzels are very salty snacks.
(چیپس و چوب شور، میانوعدههای بسیار شوری هستند.)
جمله:
I can’t eat too much of this soup because it’s too salty.
(نمیتوانم زیاد از این سوپ بخورم چون خیلی شور است.)
2. Spicy – تند
تعریف: طعمی که باعث سوزش زبان میشود و معمولاً به دلیل وجود فلفل یا ادویههای تند است.
مثال:
Indian curry is often spicy.
(کاری هندی اغلب تند است.)
جمله:
I love spicy food, but my friend finds it too hot.
(من عاشق غذای تند هستم، اما دوستم آن را خیلی سوزاننده میداند.)
3. Sweet – شیرین
تعریف: طعمی که شبیه به شکر است و معمولاً در دسرها و میوهها یافت میشود.
مثال:
Chocolate and candies are very sweet.
(شکلات و آبنباتها بسیار شیرین هستند.)
جمله:
The cake was so sweet that I couldn’t finish it.
(کیک آنقدر شیرین بود که نتوانستم آن را تمام کنم.)
4. Sour – ترش
تعریف: طعمی که باعث انقباض زبان میشود و معمولاً در مرکبات و میوههای نارس وجود دارد.
مثال:
Lemons and limes have a very sour taste.
(لیموها و لیموترشها طعمی بسیار ترش دارند.)
جمله:
The lemonade was too sour, so I added more sugar.
(لیموناد خیلی ترش بود، بنابراین کمی شکر اضافه کردم.)
5. Bitter – تلخ
تعریف: طعمی که ممکن است کمی ناخوشایند باشد و در قهوه تلخ، شکلات تلخ و برخی سبزیجات مانند کلم بروکلی دیده میشود.
مثال:
Black coffee is often bitter without sugar.
(قهوه سیاه بدون شکر اغلب تلخ است.)
جمله:
I don’t like the bitter taste of dark chocolate.
(من از طعم تلخ شکلات تلخ خوشم نمیآید.)
Raw
تعریف: طعمی که به مواد غذایی پخته نشده و طبیعی اشاره دارد. این غذاها به طور معمول حالت خام و بدون فرآیند پخت دارند.
مثال:
Raw vegetables like carrots and cucumbers are great for salads.
(سبزیجات خام مانند هویج و خیار برای سالاد عالی هستند.)
جمله:
I prefer to eat raw fish in sushi because it tastes fresher.
(من ترجیح میدهم ماهی خام در سوشی بخورم زیرا طعم تازهتری دارد.)