Reading-Autumn

1. Vibrant

تعریف: توصیفی برای چیزی که پر از انرژی، رنگارنگ و پر جنب‌وجوش است.

معادل‌ها: lively, energetic, vivid
ترجمه: پر جنب‌وجوش، سرزنده، رنگارنگ
جمع و مفرد: این کلمه صفت است و شکل جمع ندارد.

مثال:

The city is vibrant with music and lights.

(شهر با موسیقی و چراغ‌ها پر جنب‌وجوش است.)

2. Shorter

تعریف: فرم تفضیلی (Comparative Form) از short، به معنی کوتاه‌تر از چیزی دیگر.
معادل‌ها: more brief, smaller
ترجمه: کوتاه‌تر
جمع و مفرد: این کلمه صفت تفضیلی است و شکل جمع ندارد.

مثال:

This skirt is shorter than the one I wore yesterday.

(این دامن کوتاه‌تر از دامنی است که دیروز پوشیدم.)

3. Reflect

تعریف: بازتاب کردن نور یا تصویر؛ همچنین به معنی فکر کردن درباره موضوعی به صورت عمیق.
معادل‌ها: mirror, show, think deeply
ترجمه: بازتاب کردن، منعکس کردن، تأمل کردن
جمع و مفرد: این کلمه فعل است و جمع ندارد.

مثال:

The lake reflects the mountains beautifully.

(دریاچه کوه‌ها را به زیبایی بازتاب می‌دهد.)

4. Cosy (یا Cozy در املای آمریکایی)

تعریف: راحت و دلپذیر، مخصوصاً برای محیط‌های گرم و صمیمی.
معادل‌ها: comfortable, snug, warm
ترجمه: دنج، راحت، صمیمی
جمع و مفرد: این کلمه صفت است و شکل جمع ندارد.

مثال:

The café has a cosy atmosphere.

(این کافه فضایی دنج و راحت دارد.)

5. Harvest

تعریف: فرآیند جمع‌آوری محصولات کشاورزی؛ به معنی برداشت محصول.
معادل‌ها: crop, gathering, yield
ترجمه: برداشت محصول، درو
جمع و مفرد: مفرد: harvest
جمع: harvests

مثال:

The farmers are busy with the harvest.

(کشاورزان مشغول برداشت محصول هستند.)

مثال جمع:

Different regions have their own harvests.

(مناطق مختلف برداشت‌های خاص خود را دارند.)