ترجمه: جشن های تولد
تولد یک روز ویژه برای جشن گرفتن سالگرد تولد کسی است. در این روز مردم اغلب با دوستان و خانواده مهمانی می گیرند. آنها خانه های خود را با بادکنک ها و بنرها تزئین می کنند، کیک خوشمزه می خورند و بازی های سرگرم کننده انجام می دهند هدیه دادن و هدیه گرفتن نیز یک سنت رایج است. برخی از افراد مهمانی های بزرگ با مهمانان زیاد برگزار می کنند، در حالی که برخی دیگر گردهمایی های کوچک و آرام را ترجیح می دهند.
1. Special
تعریف: چیزی که غیرعادی، منحصر به فرد یا مهمتر از چیزهای معمولی است.
معادلها: unique, exceptional, different
ترجمه: خاص، ویژه
جمع: این کلمه اسم جمع ندارد و همیشه به همین شکل استفاده میشود.
مثال:
This is a special gift for you.
(این یک هدیه خاص برای تو است.)
2. Celebrate
تعریف: انجام کاری به منظور خوشحالی و جشن گرفتن یک اتفاق یا مناسبت خاص.
معادلها: commemorate, honor, rejoice
ترجمه: جشن گرفتن
جمع: این کلمه فعل است و جمع ندارد.
مثال:
We celebrate New Year with family.
(ما سال نو را با خانواده جشن میگیریم.)
3. Anniversary
تعریف: روزی که یک رویداد خاص در سالهای گذشته اتفاق افتاده و هر ساله آن را گرامی میدارند.
معادلها:jubilee, commemoration
ترجمه: سالگرد
جمع: anniversaries
مثال:
Today is our wedding anniversary.
(امروز سالگرد ازدواج ما است.)
4. Parties
تعریف: گردهمایی مردم برای جشن گرفتن یا گذراندن وقت با یکدیگر.
معادلها: gatherings, celebrations, events
ترجمه: مهمانیها
جمع: parties (مفرد: party)
مثال:
They often host big parties.
(آنها اغلب مهمانیهای بزرگ برگزار میکنند.)
5. Decorate
تعریف: تزئین کردن چیزی برای زیباتر کردن آن.
معادلها: adorn, embellish, beautify
ترجمه: تزئین کردن
جمع: این کلمه فعل است و جمع ندارد.
مثال:
We decorate the house for Christmas.
(ما خانه را برای کریسمس تزئین میکنیم.)
6. Delicious
تعریف: داشتن طعم خوشمزه و لذتبخش.
معادلها: tasty, appetizing, mouthwatering
ترجمه: خوشمزه
جمع: این کلمه صفت است و جمع ندارد.
مثال:
The cake is delicious!
(کیک خیلی خوشمزه است!)
7. Present
تعریف: چیزی که به عنوان هدیه داده میشود.
معادلها: gift, offering
ترجمه: هدیه، کادو
جمع: presents
مثال:
I bought a present for my friend.
(من یک هدیه برای دوستم خریدم.)
8. Tradition
تعریف: عقاید، عادات، یا روشهای خاصی که در یک فرهنگ یا خانواده از نسلهای مختلف به ارث میرسند.
معادلها: custom, ritual, practice
ترجمه: سنت
جمع: traditions
مثال:
It is a tradition to eat together on New Year’s Eve.
(یک سنت است که در شب سال نو همه با هم غذا بخورند.)
9. Guests
تعریف: افرادی که به یک مکان دعوت میشوند، مانند خانه یا مهمانی.
معادلها: visitors, invitees
ترجمه: مهمانها
جمع: guests (مفرد: guest)
مثال:
We are expecting many guests tonight.
(ما امشب منتظر مهمانهای زیادی هستیم.)